‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین،. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین،. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است






آری مسعود رجوی این است

 سلسله مقالات زری اصفهانی

 ادامه قسمت هفتم:
 ....وببینید که درشرایط و زمان خود چه تزهایی راه گشا تر بوده اند و مسایل را درست تر بررسی و تبیین کرده اند و از میان فرمولهایی کشف شده جواب ها و راه حل ها رایافته اند

ووقتی می بینیم که در آن سالها مارکسیسم ،به عنوان تئوری انقلابات اجتماعی موفق ، شناخته شده بود . و عملکرد کمونیست ها در همه کشورها جاذبه های انکار ناپذیر داشت حتی اگر مبارزات ضد فاشیستی هم بود بطور عام کمونیست ها در آن شرکت وسیع داشتند و تعیین کننده بودند ( مثلا درجنبش های زیرزمینی فرانسه در زمان اشغال قوای نازی ) و مبارزه ضد فاشیستی بر علیه فرانکو در اسپانیا ( که کمونیست ها از کشورهای دیگر و حتی از امریکا درآن شرکت کردند و بسیاری هم کشته شدند) ( کتاب برای چه کسی زنگ ها بصدا درمیآید ، از ارنست همینگوی درهمین رابطه است و قهرمان کتاب یک کمونیست است که از آمریکا برای جنگیدن علیه فرانکو به اسپانیا رفته است )
ومبارزات مردم شیلی برعلیه دیکتاتوری پینوشه و همچنین مبارزات مردم درکوبا علیه باتیستا که نهایتا باعث انقلابی به رهبری کاسترو و چه گوارا شد و برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین و حتی درآفریقا ، از طرف کمونیست ها تقویت و حتی رهبری میشد . بنابراین تاثیر این ایدئولوژی در قرن بیستم برتغییر وتحولات ایجاد شده انکار ناپذیر است .
در اشاره به کامنت مذکور واینکه من مطالعاتی هم خارج از چارچوب مارکسیسم انجام دهم تا طرز فکرم عوض شود ! باید بگویم که من یک اقتصاددان نیستم و قصد مقایسه بین تزهای دیگر اقتصادی در جوامع سرمایه داری را که برعلیه مارکسیسم بسیار هم کار کرده اند و هزاران هزار کتاب نوشته اند و راه حل های سرمایه داری ویا نیمه سرمایه داری  و راه میانه و سوم و غیره ارائه داده اند ندارم .
 یک جوهره کلی از همه بحث های اقتصاد در ذهن من هست که بسادگی قابل فهم است و نیاز به مطالعات تخصصی در زمینه علم اقتصاد ندارد . پرسش اصلی هم این است که کدام تئوری اقتصادی هست که بصورت پایه ای و درست وقابل فهم و منطقی به این سئوال که میتواند سئوال هر انسانی چه باسواد و چه بیسواد باشد جواب دهد ؟. چرا طبقه کارگر در کشورهای سرمایه داری همیشه فقیرند؟ چرا کارخانه دارها همیشه متمول اند ؟ چرا صاحب یک کارخانه ، میلیونها دلار درامد دارد . خانه های  مجلل و بسیار مرفه دارد . زمین گلف اختصاصی دارد . و حتی هواپیمای اختصاصی اما کارگر تا آخر عمر حدا کثر حقوقش زیر 15 دلار درساعت است .

 ادامه دارد....

دوشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است



 مسعود رجوی این است

سلسله مقالات زری اصفهانی
 ادامه قسمت ششم:

دیگر احزاب و سازمان های چپ هم حیطه نفوذشان فقط اقشار دانشگاهی و تحصیلکرده بود . آنها نتوانستند در تاریخ معاصر ایران یک جنبش توده ای 
بوجود بیاورند . حتی چریک های فدایی خلق که نیروهای صادق و بسیار
 فداکاری بودند و تشکیلاتی قوی هم ایجاد کرده بودند چه درقبل از انقلاب
 و چه بعد از آن در مقایسه با گروه ها ی مذهبی چندان گسترش توده ای نیافتند.
با ایدئولوژی مارکسیسم درکشوری که فرهنگ اش بیش از هزارسال با مذهب تنیده شده است ،امکان ایجاد یک انقلاب توده ای وجود نداشت .
تشکیلات گسترده مساجد و روحانیون تا اقصی نقاط ایران ودرهر ده و روستایی در طی صد ها سال ایجاد شده بود . حوزه های علمیه با بودجه های مالی خوب که از طرف معتقدین به مذهب تامین میشد . و در پرورش طلبه ها و فرستادنشان به اقصی نقاط کشور هیچ مشکلی نداشتند ، توانسته بودند به آرامی و در خفا خود را سازماندهی کرده و آماده عمل در وقت نیاز باشند .
این نیروی گسترده مذهبی هم در زمان کودتای ضد مصدق هیچ کاری نکرد و همچون حزب توده دکتر مصدق را تنها رها کرد و البته درآن مقطع تاریخی در کنار شاه قرار گرفت . اینها بعد از برگشتن شاه به ایران به خدمت اش رفتند و تبریک گفتند . 
فلسفی ، آخوند معروفی بود که در آن زمان بشدت ضد مصدق بود و بعد از کودتا هم سخنرانی هایش از رادیوی زمان شاه پخش میشد . و معروف است که دریکی از این سخنرانی ها گفته بود که " زنبورها هم ملکه دارند چگونه  میشود .؟
کشوری شاه نداشته باشد ! 
بنابراین مشخص است که درچنین جامعه ای که از در ودیوارش آخوند می بارد . وهر ده کوره ای یک مسجد دارد و یک امام زاده ، و تازه این سیستم آخوندی به کشورهای دیگر مسلمان هم وصل است و یعنی یک تشکیلات بین المللی هم دارد نمیشود با اندیشه ای حتی ملی و تا چه برسد مارکسیستی ، توده های مردم را بسیج کرد ، آموزش داد ، تشکیلاتی کرد و برای یک انقلاب مهیایشان کرد در ضمن اینکه دربعد فلسفی 
قضیه هم اختلاف اندیشه مجاهدین با مارکسیسم بسیار است .
مارکسیسم در بعد فلسفی اش ماتریالیست است . جهان همینی هست که می بینیم . 
همه چیز از ماده بوجود می آید . و در ابتدا هم از یک ماده اولیه ایجاد شده است 
تبدیل میشود ، تغییر شکل می یابد . ترکیب و تجزیه میشود و می چرخد . 
از ابتدای ازل به همین صورت بوده و تا انتهای ابد هم به همین صورت خواهد بود . انسان میمیرد . مغزش که از میلیاردها یاخته تشکیل شده است از بین میرود . همه اندیشه های او و خاطرات و اعتقادات و غیره در این سلول ها انباشته بوده است . وقتی مرد این یاخته ها تجزیه میشوند و جزیی از عناصر جهان مادی میگردند . 
... و پایان می یابند . ادامه ای وجود ندارد . جاودانگی یی درکار نیست . روحی درکار نیست و بنابراین خدایی هم نیست و دنیای دیگری هم نیست و جزاء و پاداشی هم نیست  و هستی طبق تئوری های داروین ودیگر دانشمندان زیست شناسی و فیزیک و شیمی و غیره، بشکلی کاملا تصادفی به اینصورت درآمده است . 
اگر ماهی ها به دو زیستان و دوزیستان به خزندگان و پرندگان و پستانداران و بعد میمون ها و انسان ها بدل شدند هیچ نظم و نظامی درکار نبوده است.

ادامه دارد....