‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، فروردین ۱۶، ۱۴۰۰

با یاد ”مسعود“ راهبر دلها و اندیشه مان - عباس مدرسی



 سفری با مَرکَب عشق

بیاد آن سفرکرده که صدها قافله دل همره او است،

به یاد آن‌که هر روزمان و هر لحظه مان با او است،

بیاد آن‌که لبخند رضایتش، قوت قلب می‌بخشد و نگاهش می‌آموزد و کلامش زنده می‌کند.

بیاد آن‌که با شنیدن از او سرشار می‌شویم و خود را بازمی‌یابیم.

بیاد او که با شنیدن کلامش، کمبودهایمان محو می‌شود.

هموکه شنیدنش نامُکَرَّرْاست. و نیاز به شنیدن از او، پایان ناپذیر است.

به یاد او که خدا، اسلام، تقوا و انسانیت را، از او آموختیم و همواره می‌آموزیم.

بیاد آن‌که تبلور مجسم عشق است.

بیاد آن‌که نمی‌توان از او جدا شد، نمی‌توان بی‌ او زیست

بیاد او که...

چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان چه غم از موج بحر آنرا که باشد، نوح کشتیبان


*

سی‌ام دیماه است.

روزی است که درهای رحمت حقّ جَلَّ وَعَلا بر روی همه ما باز شد.

گویند، سی‌ام دی، او آزاد شد. اما، واقعیت این است که ۳۰دی روز آزادی ما است.

ما همه ما آزاد شدیم.

بگوئید، روز۳۰ دی، روز آزادی خلق و میهن است.

مگر می‌شود بی ‌او، آزاد بود و آزادی داشت؟

او خود، چه خوش گفته بود: ”خورشید در اسارت هم خورشید است“.

خورشیدی که از پس ابرهای ارتجاع و استعمار هم، هم‌چنان می‌درخشد و حیات می‌بخشد.

آخر او، جان جانان است. او راهبر دل و جان است، او ”مسعود “است.


*

راستی، بچه‌ها، اگر او نبود، ما چگونه از چنگال دیوجماران خلاص می‌شدیم؟

دیوی که همه را برده بود، ما را هم می‌برد و می‌خورد.

یادمان نرفته که بدتر از دیو جماران را هم داشتیم!

آری، همان که دشمن درونی بود.

اپورتونیسم اش گویند.

وه که چه وحشتناک! آخر او دشمن درونی بود. ضربه‌اش از ساواک شاه هم بدتر بود.

راستی این یکی دشمن، با همه وحشی‌گریهایش ، چگونه ضربه فنی شد؟

راستی ماها اصلاً فهمیدیم چگونه این افعی شرزه مهار شد و چگونه به آنجا که باید برود، رفت؟

با چه مهارتی! با چه قدرتی! این اژدهای خطرناک، بدون این‌که بتواند ما را نابود کند، از صحنه حذف شد.

بعدها کَمْ کَمَکْ ، فهمیدیم که چه بلای عظیمی بود.

اما، باز هم شکر خدا، که جان بدر بردیم و فهمیدیم که:

رسیده بود بلائی، ولی به خیر گذشت.

*

خوب، اما، چگونه و با چه قیمتی؟ قیمت کلان بود، ولی چه کسی پرداخت؟

آری، آری، تمامی قیمت را یکجا و یک تنه، هم ”او“ پرداخت، و کامل هم پرداخت.

کم نگذاشت و خسته هم نشد. سبحان الله.

قیمت را او پرداخت ولی آن‌که دریافت کرد، که بود؟

کسی جز ما نبود؟ الحمدلله علی ما هدانا.

این، هدیه‌ای بود از ”او“. نه تنها برای سازمان، بل، برای تمامی خلق قهرمان و تاریخ مان و البته قبل از همه شهدایمان، از محمد آقا تا همه و همه شهدا.

وه! چه سعادتمند، این خلق قهرمان، که چنین پشت و پناهی دارد.


سی‌ام دیماه ۱۳۹۵

سالروز آزادی برادرمسعود از زندان و طلوع آزادی خلق قهرمان ایران

عباس مدرسی.


چکامه‌ای ازم، آزاده:

نامت آیه ”فتح ”

در مبارک‌ترین عید میهنم؛

نیاز سرودنت؛

در خلوت پرغوغای قلبم زبانه می‌کشد و بی‌تابم می‌کند…

بارانی از کلمات را در دستهایم می‌فشرم،

اما واژه‌ها شرمگینانه در خمیدگی تواضع زمزمه می‌کنند که:

«تو خود تعریف خویشتنی»!

ناخدای «رنج انسان» در فدای همه چیز

و در رضامندی صبور مافوق طاقت؛

نامت آیه «فتح» است در میهنم؛

که در تیرگی ظلمات دهه‌ها شقاوت بی‌مانند؛

ترا در پنهان‌ترین زوایای قلب خویش ماوا داده

و در هوای حضور حیات بخش تو؛

«الیس الصبح به قریب» را یقین کرده است…

ای امید بی‌شکست که جز رنج خلق ات را سهم خویش نمی‌دانی؛

در نوازش نجیب نگاهت؛

سرفرازی از تو سرشار می‌شود

و ایستادگی با تو در بالاترین شاخسار «رنج پرشکوه انسان» ؛

مفهوم خویش را باز می‌یابد…

و نسلی که از تو در خشکسال شرافت روییده است؛

پرچم حیات انسانی را، تا تحقق پیروزی بر شقاوت و تیرگی برافراشته نگاه خواهد داشت…

نامت رستگاری هویت انسانی است؛ در عصر بی‌هویتی انسان؛.


چهارشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است - بخش سوم - قسمت دوم - زنده یاد دکتر زری اصفهانی


مهمترین قضیه همان تبدیل مذهب به یک تئوری برای نجات توده های مسلمان بوده است. برای اثبات این بوده است که وقتی معتقدید خدا عادل است باید این عدالت را در جامعه و در روابط اقتصادی هم وارد کنید و ببینید و اگر این عدالت را نیافتید یعنی درجامعه ای بی خدا دارید زندگی میکنید. اگر به وحدت هستی معتقدید، این یگانگی باید در یگانگی انسان ها و برابری آنها هم متجلی شود و اگر این نیست یعنی پس مذهبی هم در جامعه وجود ندارد. و اگر معتقد به آخرت و جزا و پاداش اخروی هستید پس دراین دنیا باید به خیر و خوبی و نیکی هم معتقد باشید و درعمل روزانه خود آنرا نشان دهید. یعنی اسلام مجاهدین یک دین پراتیک برای مسایل روزمره است. وقتی این مذهب با حقوق بشر مدرن ترکیب میشود. مسلما دستوراتی که با شرایط حقوق بشر در زمان حاضر هم خوانی و هماهنگی نداشته باشند حذف میشوند. دیگر مجازات سنگسار جزء این مذهب حساب نمیشود. زیرا چکیده مذهب، عدالت بوده است و دوست داشتن انسانها. و یعنی دیگر اعدام نمیتواند جزئی از این مذهب باشد زیرا اعدام با حقوق بشر مدرن و دریافت درست از عدالت و نیکی در زمان حاضر همخوانی ندارد و همچنین است سایر دستورات مذهبی که در دین ارتجاعی بصورتی دگم عمل میشود بدون درنظر گرفتن روند پیشرفتهای جوامع انسانی.
بنابراین وقتی نیکی و عدالت و انسان دوستی و خیر و زیبایی و تکامل انسان عصاره مذاهب موجود باشد، همه احکام ضدانسانی حذف میشوند و همه روشهایی که نقض حقوق اولیه انسانهاست هم حذف میشوند.
در جوامع سرمایه داری حقوق بشر وجود دارد به مثابه مینیمم هایی که در قوانین باید بکار بروند.  یک نفر که دستگیر میشود و متهم به خلافی است باید قبل از اینکه محکوم نامیده شود برایش دادگاهی و وکیل مدافعی گذاشت و یک قاضی شناخته شده به عدالت و انسانیت و آگاه به قوانین جدید مدنی در مورد او حکم صادر کند. این بخشی از حقوق شناخته شده یک انسان امروزی در جوامع پیشرفته است. ولی اینکه یک انسان باید به عنوان مینیمم حقوق انسانی اش در هر کجا که هست  یک سرپناه نیز داشته باشد و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن، این دیگر در جوامع سرمایه داری به عنوان یک حق اولیه حساب نمیشود. و اگر کسی در یک کشور سرمایه داری بدون خانه و غذا و لباس بود، دولت مسئول شناخته نمیشود و کسی مورد بازخواست قرار نمیگیرد.
ولی در یک مذهب خوب (درست) این حقوق هم شناخته شده است. و در خیلی از کتاب های قدیمی مذهبی  ذکر شده است که اگر انسانی در جامعه شما گرسنه بخوابد گناهش به گردن شماست. و یا اگر یتیمی را از در خانه خود برانید یعنی به خدا باور ندارید (قرآن) و چنین دستوراتی بنابراین فرقی که میتوان درکل بین اسلام مجاهدین و اسلام ارتجاعی گذاشت این است که مجاهدین حقوق بشر نوین و اعلامیه جهانی حقوق بشر را با دستورات مذهبی تلفیق کرده اند و عدالت اجتماعی را زیر بنای اعتقاد به مذهب خود گذاشته اند. در مذهب آنها عدم اعتقاد به عدالت اجتماعی و حقوق بشر یعنی عدم اعتقاد به مذهب. این موضوع را آیت الله طالقانی نیز در تفسیر های قرآن خود متذکر شده است. و بطور خاص برروی این موارد انگشت گذاشته است .
و در مجموع  چیزی که من از اسلام مجاهدین فهمیده ام این است که آنها معتقدند  کتاب های مذهبی مثل طبیعت خام میمانند. چیزهایی در آنهاست که باید برحسب نیاز زمان کشف شوند و استخراج و پرداخته شوند. معدنی است که باید طلا و الماسی را که دارد استخراج کرد برای اینکار باید هر چه بدست می آید گداخته شود، شن ها و خاک ها و زوائدش غربال شود و آنچه که به نفع حقوق بشر و رشد و تعالی جامعه  انسانی است مورد استفاده قرار بگیرد.
بهرصورت مذهب اسلام  برای مردم ایران و خاورمیانه  یک فرهنگ ریشه دار است کسانی که داعیه دارند میتوانند قید مذهب را بزنند و دیگران را هم ارشاد میکنند که اینکار را بکنند و راه حل مشکلات و معضلات جامعه ایرانی را بخصوص که دچار یک حکومت فاشیستی مذهبی شده است را ریشه کن کردن اسلام میدانند. بطور قطع و یقین روشنفکران بی عمل اند. وقتی کسی بخواهد وارد عمل اجتماعی بشود و به حشر و نشر با توده های مردم رو آورد باید با فرهنگ دوهزارساله ای که تا عمق همه افکار آنها ریشه دوانیده است هم آشنا بشود. نابودی مذهب در جامعه ای مثل ایران امکان ناپذیر است. اما مذهب اسلام خود پتانسیل های درونی برای کمک به ایده های نوین اجتماعی و مبارزه در جهت حق و عدالت و حقوق بشر دارد. کار اصلی مجاهدین استخراج این پتانسیل و تبدیل آن به یک ابزار مبارزه بوده است. که بی شک هم درآن موفق بوده اند.
علت اینکه مجاهدین خلق با وجود اینکه درسال 1354 دچار یک ضربه بزرگ شدند  ولی توانستند خود را ترمیم کنند و باز به جامعه برگردند همین واقعیت بود. اگر این نبود و فرهنگ اسلامی دراعماق جامعه ریشه نداشت. دلیلی نبود که مثلا همانها که در سازمان مجاهدین کودتا کردند و خود را مارکسیست نامیدند جای آنها را پر نکنند و یا چطور احزاب وسازمان های  مارکسیستی و حتی احزاب ملی ولائیک و غیره نتوانستند چنان جاذبه ای برای جامعه ایران د اشته باشند و آنچنان اقشار مختلف را به خود جلب کنند که مجاهدین کردند و بزرگترین گروه اپوزیسیون در تاریخ مبارزات مردم ایران شدند.

ادامه دارد...