‏نمایش پست‌ها با برچسب زنده یاد دکتر زری اصفهانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زنده یاد دکتر زری اصفهانی. نمایش همه پست‌ها

شنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است



سلسله مقالات زری اصفهانی
ادامه قسمت پنجم
حال ببینیم که ربا چیست ؟!
ربا سود سرمایه است . به همین روشنی . سرمایه ایست که بدون هیچ تغییری درآن برای صاحبش سود بیار می آورد . این سود حرام است 
دربحث های اقتصاد نوین ، سودی که کارگر برای سرمایه دار درست میکند ، ارزش اضافی نام دارد . ماده خام را کارگر با افزودن انرژی و کار خود به وسیله ای درخور استفاده بدل میکند . آنچه از ماده خام درست شده است درحقیقت نتیجه کارکارگر است . این را ارزش اضافی مینامند که کارگر به ماده اولیه اضافه کرده است .و معادل سلامتی و زندگی و وقت و حیات کارگراست .ولی درجهان سرمایه داری . این ارزش اضافی به سرمایه دار میرسد نه به کارگر . کارگر درحقیقت ، برده ایست که دراستخدام کارفرما و سرمایه دار درآمده است .چگونه است که وقتی کارخانه ای شروع به کار میکند ، سرمایه چندانی درآن نیست اما به مرور زمان ، سرمایه افزوده تر میشود و یک کارگاه میشود دو کارگاه و اگر سرمایه اولیه درآن ده هزاردلار بوده است بعد از مدت کوتاهی میشود 50 هزاردلار و همینطور افزوده تر میشود تا مولتی میلیون و میلیارد وبیشتر شود .افزایش سرمایه را چه کسی ایجاد کرده است ؟ سرمایه دارساعات مشخصی کارکرده است  . حتی اگر روزی ده ساعت کارمیکرده است .درکنارش چند کارگر هم به همین میزان کارکرده اند . چطور میشود که سرمایه دار بعد از یکی دو سال میلیونر میشود و کارگر همان کارگر است با همان میزان دستمزد . افزایشی که برسرمایه ایجاد شده است ارزش اضافی است که کار کارگران به آن افزوده اند یعنی این نتیجه دسترنج کارگر است که درجیب سرمایه دار ریخته است . سرمایه اولیه بدون زحمت و کار سرمایه دار چند برابر شده است  . این میشود همان ربا . یعنی سود ی که از سرمایه یک فرد  بدون کار  او ساخته میشود . 
و سرمایه دارانی که با کار کارگران فربه میشوند و تبدیل به مولتی میلیونر میشوند ، همان کسانی هستند که با خدا و پیامبرش به جنگ برخاسته اند . نتیجه گیری روشن این آیه این است که خداوپیامبرش درکنار کارگران و علیه استثمار اند .
بنابراین با تفسیر و تبیین این آیات ،  دیگراسدالله  عسگر اولادی مسلما ن !نمیتواند بگوید که" هم مسلمان است و هم افتخار میکند که مولتی میلیونر است و میلیونر "شدن مسلمانان باعث افتخار جامعه .های اسلامی است !
بنابرآیه فوق بطور صریح قرآن میگوید که اسدالله عسگر اولادی  درجنگ با خدا و پیامیر اوست !
درهمین رابطه داستان قارون درقرآن خواندنی است . او به عنوان سمبل کسی که  ثروتهای بادآورده ای را ازآن خود کرده است  مورد بحث قرآن قرار گرفته است . او را گفته اند که از خانواده موسای پیامبربوده است و ثروت بی اندازه ای داشته است ( یک آیه قرآن میگوید که آنقدر ذخاثر طلا و نقر ه جمع آوری کرده بوده است که حتی  برای حمل و نقل آنها به چندین مرد قوی نیاز داشته است 

إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ 
- قصص، آيه 76
قارون از قوم موسی بود . که برعلیه او به جنگ برخاست . وآنقدر گنج های گوناگون داشت که برای حمل ونقل شان  به افرادی قوی نیازمند بود . 
واو هم از درجنگ با موسی درمیآید . یعنی موسی با دوقدرت سیاسی ( فرعون ) و اقتصادی ( قارون ) همزمان درگیر بوده است .اگر کتاب گریز از آزادی (نوشته اریک فروم ) که کتاب بسیار زیبایی است را خوانده باشید ، می بینید که چگونه سمبل ها و کدهای  داستان موسی را  از لحاظ سیاسی و اقتصادی و همچنین سایکوسوسیولژی ( روانشناسی اجتماعی که تخصص اریک فروم بود ) باز میکند و توضیح میدهد که موسی برای آزادی مردم زمان خود از دست قدرت های حاکمه اقتصادی و سیاسی چه میزان تلاش کرد .و آنها را به جایی برد که دیگر نیازی به بندگی و بردگی برای احتیاجات اولیه حیات شان نداشته باشند . ولی درغیاب موسی که زمان کوتاهی بود . باز بتی ساختند و به بت پرستی آغاز کردند   
-درپرانتز---از سایت تجارت نیوز
. خبرالبته مربوط به چند سال پیش است . عسگراولادی با همه ثروت و مکنت اش مرد و به زیر خاک رفت ! در82 سالگی   او همان کسی است که درزمان شاه درزندان بود و لی به تلویزیون آمد و توبه کرد و درمراسمی سه بار ، تعظیم کرد  وسپاس شاهنشاها گفت و درنتیجه از زندان آزاد شد بعد از انقلاب مقام های مختلفی داشت  که از  رئیس کمیته  شدن شروع شد  و درآخرهم عضو مجلس تشخیص مصلحت نظام شد
اسدالله عسگر اولادی، رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ایران از چین هم معلوم است.

وی از یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار گله کرده بود که چرا از او با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده‌اند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد.
براساس روایتی معتبر و مستند پیرمرد خوش‌قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین‌المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان‌نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: «جناب رئیس (آل اسحاق) اگر اجازه می‌دهید، بنده به عنوان یک کاسب جزء همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم.»

از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. چندین سال قبل، مجله آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه می‌کند دارایی‌های او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی، یک نفر گفت آقای عسگراولادی ۱۳۰میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت: «به ۱۰۰میلیون !!دلار نمیرسد
 پایان قسمت پنجم







پنجشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است - بخش دوم - قسمت دوم - زنده یاد دکتر زری اصفهانی


اگر آن اصول چند گانه ای که مسعود رجوی در زندان در سال 1354 در تعریف دوباره مجاهد خلق و مرزبندیهاش انجام داد، انجام نشده بود، مجاهدین خلق توان ایستادگی در برابر ارتجاع را چه در همان زمان و چه بعد در زمان خمینی نمی داشتند. اگر مرز همان نقطه استثمار تعییین نمیشد، تفاوت چندانی بین اسلام آنها و اسلام خمینی بوجود نمی آمد  و آن پتانسیل عظیم اجتماعی که لایه به لایه نیروهای پیشرو و رادیکال جامعه مثل زنان، دانشجویان، دانش آموزان و کارگران و طبقه کم درآمد را به آنها وصل میکرد  امکان پذیر نمیشد.
بدون کار تئوریک رجوی، مجاهدین خلق حداکثر میتوانستند همان تفکر ملی مذهبی ها (مثل بازرگان) را داشته باشند که ایده های مذهبی شان قابل تدوین و تبدیل به یک تئوری پیشرو نبود. مهندس بازرگان و ملی مذهبی ها، لیبرال هایی بوده اند که دستگاه عقیدتی شان هرچند به سمت سکولاریسم متمایل بود (و هست)، اما یک دستگاه منسجم قابل تدوین نیست. آنها دیدگاه ضد طبقاتی نداشتند و به جز آیت الله طالقانی که در تفسیرهای قرآن اش به مسئله استثمار و طبقات اشاره هایی کرده است. و دراین رابطه از بقیه پیشروتر بود ولی سایرین، مسلمانان متدینی بودند که چندان تضادی با سرمایه داری نداشتند. هرچند البته معتقد به حضور دین در دولت بصورتی که بعد از انقلاب بوجود آمد نبودند.
بنابراین مسعود رجوی تئوریسین مجاهدین خلق بود ه است. و او بود که بدرستی عقاید حنیف نژاد و گروه اول مجاهدین خلق را تبیین کرد و تکامل بخشید.
بعد از انقلاب ضد سلطنتی و حتی در حول و حوش سرنگونی شاه ، گروههای مختلف مذهبی بوجود آمدند که اکثریت با رنگ و بوی مجاهدین خلق بودند. ولی وقتی به مسئله اقتصاد و تحلیل اقتصادی جامعه میرسید، میگفتند در این مورد با مجاهدین خلق یکی نیستند و آن تئوریهای اقتصادی که از آن صحبت میکردند، منبعی به جز همان رساله های آیت الله های اسلامی نداشت.  هیچ اندیشه رادیکالی برای حل معضلات اقتصادی یک جامعه طبقاتی  نداشتند و هرچند دلسوز طبقه کارگر و کم درآمد بودند ولی ریشه یابی مشکل که کارکردها ی سیستم سرمایه داری  بود (مثل  ارزش اضافی، عدم تملک بر حاصل کار و بردگی نوین کارگران را) نمیتوانستند بطور ریشه ای تحلیل کنند و خود به خود به یک تفکر رفرمیستی دراین رابطه گرایش می یافتند و دستگاه تئوریکشان قادر به ایجاد تحولی جدی در جامعه نمیتوانست باشد.
بنابراین وقتی فردی زندانی میشد، و گفته می شد که او بارجوی است، معنایش برای دوستانش در بیرون این بود که او هم به مبارزه طبقاتی معتقد است و هم به مبارزه مسلحانه و هم به مارکسیست ها نزدیک تراست تا آخوندها!
پس در این قسمت متوجه شدیم که ایجاد اصول مدونی برای ساختن دوباره سازمان مجاهدین ویران شده چه اهمیت بزرگی داشت. و نقش مسعود رجوی دراین رابطه برجسته میشود. او از افتادن مجاهدینی که مانده بودند در چاه ویل اندیشه های عقب مانده آخوندی جلوگیری کرد.
بارها از زندان خبرمی آمد که فلانی پشت در کمون رجوی مانده است. مسعود رجوی در آن هنگام هم در زندان همه سازمان را دوباره عضو گیری کرده بود. همان کاری که در انقلاب ایدئولوژیک سال 1364 انجام داد.