چهارشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است

   

آری مسعود رجوی این است

سلسله مقالات زری اصفهانی
قسمت هفتم:
قبل  از ادامه بحث لازم است به نکته ای  اشاره کنم . یک خواننده ناشناس زیر یک بخش از این نوشتار این کامنت را برایم گذاشته است.
درزمینه اقتصاد تحلیل تان حدودا 150 سال قدیمی است . بعد از مارکس تحلیل های" اقتصادی کاملا عوض شده است . اندک مطالعه "بیشتر خارج از چارچوبهای" "مارکسیسم ، طرزفکرتان را عوض خواهد کرد.
نمیدانم با چه برداشتی ایشان این را نوشته است . درهرصورت من از این سلسله نوشتار هدفم تبلیغ هیچ نوع ایدئولوژی و تفکر و یا تئوریهای اقتصادی  و فلسفی و غیره  نیست . 
تیتر این سلسله مطالب هست ( آری مسعود رجوی این است ) که باید قاعده مطلب درمورد مسعود رجوی باشد و مجاهدین خلق . اماوقتی صحبت مجاهدین خلق و ایدئولوژی آنها را میکنیم مسلما به تاریخچه این سازمان  وسالهای 40 و 50 شمسی درایران میرسیم . به این میرسیم که چه شد چنین تفکری در جامعه نضج گرفت و گسترده شد . چه شد که بنیان گذاران این سازمان برای ابداع یک تئوری انقلابی و ضد استثماری به جستجو درکتب مذهبی اسلام پرداختند . چرا گروه های مبارز دیگر چه ملی ، چه مذهبی  و چه مارکسیست ، ،اقبال اجتماعی مجاهدین را پیدا نکردند ،  چه درزمان شاه و چه درزمان بعداز انقلاب .. و مسلما وقتی بخواهیم  جواب سئوالات فوق را بدست آوریم  ، باید  اول به ریشه های فساد و ستم و استثمار حکومت سلطنتی بپردازیم و حتی  و عمیق تر از آن به ریشه های استثمار دردوران سرمایه داری باید نقب بزنیم . و همچنین از نقش مذهب در  ایران  و کشورهای دیگر منطقه  صحبت کنیم و به بررسی بیشتری دراین مورد بپرداریم درضمن به این مساله مهم توجه کنیم که مجاهدین برای پایه ریزی ایدئولوژی خود معتقد بودند که باید به پیشرفته ترین تئوریهای علمی درزمینه های اقتصاد و جامعه شناسی و تاریخ مسلح بود .
 حرف آنها این بود که همچنانکه برای استخراج معادن شما نیاز به علم زمین  شناسی دارید  و باید تازه ترین و علمی ترین تکنیک ها را بکار برید، یا برای شناخت شرایط جوی و هوا نیاز به علم هواشناسی هست و یا برای ساختن ماشین ها نیاز به علم مکانیک دارید مسلما برای تجزیه  و تحلیل وضعیت اقتصادی دورانی که درآن بسر 
می برید  هم نیاز به علم اقتصاد نوین دارید و اگر بخواهید برمبنای این تحلیل اجتماعی و اقتصادی و تاریخی خود، راه حلی برای جامعه ارائه دهید و بگوئید که درشرایط فعلی کدام تئوری اجتماعی و سیاسی و اقتصادیست که میتواند راه گشا باشد ، میتواند توده های تحت ستم و استثمار را  بسیج کند و به حرکت درآورد یعنی اگر اعتقاد به یک راه حل رادیکال داشته باشید بی شک باید درمیان تئوریهای مختلف برای تجزیه و تحلیل شرایط یکی را انتخاب کنید .

ادامه دارد.....

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است




   آری مسعود رجوی این است

سلسله مقالات زری اصفهانی
 ادامه قسمت ششم:

حتی کلمه تکامل برای روند تبدیل انواع به یکدیگر کلمه درستی نیست . 
زیرا جهتی که تغییرات بیولوژیک ماده طی کرده است تا به انسان رسیده است الزاما بسوی کامل ترنیست که بشود گفت تکامل . این مسیر تنها راه آداپتاسیون انواع با طبیعت پیرامون خود بوده است . مثلا اگر پرنده ای را می بینید که رنگ های چشم گیر وزیبا دارد . تنها به این جهت است که این رنگ ها توانسته اند درطبیعت او را از چشم حیوان دیگری که از او تغذیه میکند مخفی نگاه دارند . و به این خاطر او توانسته است زنده بماند .
یعنی مثلا قبل از این پرنده رنگا رنگ پرنده ای بوده است که چنین رنگ هایی نداشته است . درتخم هایی که گذاشته است ، برخی از این تخم ها بدلیل موتاسیون و تغییرات ژنتیک ، رنگارنگ شده اند . آنهایی که بدینگونه رنگارنگ نبودند بتدریج بدلیل اینکه در محیط آشکار بودند نابود شدند ولی نمونه ای که این تغییرات را داشتند باقی ماندند . و باز اگر همین پرنده به جای دیگری مهاجرت کند ، مثلا به یک منطقه قطبی برف خیز برود . تنها جوجه هایی میتوانند نجات یابند که دراثر موتاسیون به رنگ سفید در آمده باشند و پرنده های رنگی درآن محیط نابود میشوند . راز سفید بودن همه حیوانات درقطب همین است . راز رنگارنگ بودن حیوانات در جنگل های آمازون هم همین است . اگر پرنده ای نوک بلندی دارد ، دلیلش این نیست که او از ازل چنین بوده است . یک تغییر ژنی درتخم یک پرنده دیگر و محیطی که گل ها ویا میوه هایی داشته است که تنها پرنده ای با نوک دراز میتوانسته در آن زندگی و تغذیه کند ، باعث ماندگاری آن پرنده با نوک بلند شده است  پرنده ای که صدای زیبایی دارد ،میتواند پرنده ماده را به خود جلب کند و امکان تکثیرش بیشتر از پرنده دیگریست . علت صدای خوش این پرنده تغییرات ژنتیک و موتاسیون ها بوده است . اگر یک گروه از میمون ها توانستند آداپتاسیون خود را با طبیعت پیرامون بیشتر و بیشتر کنند . و بتدریج تبدل به انسان شوند هم به همین دلیل بود . دراثر موتاسیون و تغییر ژن ها ، بعضی از بچه میمون ها دستهای قویتری پیدا کردند که توانستند با آن از چوب ها وسیله ای بسازند که بتوانند لانه زنبورها را خراب کنند و محتوای خوشمزه آن لانه ها را بخورند . .و یا بعضی ژن های تازه در مغز قشرخاکستری را بیشتر کرد و قدرت یاد گیری و حافظه را تقویت نمود . این موتاسیون ها همه تصادفی است . و هیچ نقشه از پیش تعیین شده ای وجود نداشته است .نمیشود گفت که موجود زنده رو به تکامل و پیشرفت بوده است .تنها تغییراتی تصادفی ایجاد شده است که این موجود با این تغییرات توانسته است با محیط خود آداپتاسیون بیشتری 
پیدا کند و در محیط خود بیشتر بتواند زنده بماند و تکثیر شود .  

 پایان قسمت ششم

دوشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است



 مسعود رجوی این است

سلسله مقالات زری اصفهانی
 ادامه قسمت ششم:

دیگر احزاب و سازمان های چپ هم حیطه نفوذشان فقط اقشار دانشگاهی و تحصیلکرده بود . آنها نتوانستند در تاریخ معاصر ایران یک جنبش توده ای 
بوجود بیاورند . حتی چریک های فدایی خلق که نیروهای صادق و بسیار
 فداکاری بودند و تشکیلاتی قوی هم ایجاد کرده بودند چه درقبل از انقلاب
 و چه بعد از آن در مقایسه با گروه ها ی مذهبی چندان گسترش توده ای نیافتند.
با ایدئولوژی مارکسیسم درکشوری که فرهنگ اش بیش از هزارسال با مذهب تنیده شده است ،امکان ایجاد یک انقلاب توده ای وجود نداشت .
تشکیلات گسترده مساجد و روحانیون تا اقصی نقاط ایران ودرهر ده و روستایی در طی صد ها سال ایجاد شده بود . حوزه های علمیه با بودجه های مالی خوب که از طرف معتقدین به مذهب تامین میشد . و در پرورش طلبه ها و فرستادنشان به اقصی نقاط کشور هیچ مشکلی نداشتند ، توانسته بودند به آرامی و در خفا خود را سازماندهی کرده و آماده عمل در وقت نیاز باشند .
این نیروی گسترده مذهبی هم در زمان کودتای ضد مصدق هیچ کاری نکرد و همچون حزب توده دکتر مصدق را تنها رها کرد و البته درآن مقطع تاریخی در کنار شاه قرار گرفت . اینها بعد از برگشتن شاه به ایران به خدمت اش رفتند و تبریک گفتند . 
فلسفی ، آخوند معروفی بود که در آن زمان بشدت ضد مصدق بود و بعد از کودتا هم سخنرانی هایش از رادیوی زمان شاه پخش میشد . و معروف است که دریکی از این سخنرانی ها گفته بود که " زنبورها هم ملکه دارند چگونه  میشود .؟
کشوری شاه نداشته باشد ! 
بنابراین مشخص است که درچنین جامعه ای که از در ودیوارش آخوند می بارد . وهر ده کوره ای یک مسجد دارد و یک امام زاده ، و تازه این سیستم آخوندی به کشورهای دیگر مسلمان هم وصل است و یعنی یک تشکیلات بین المللی هم دارد نمیشود با اندیشه ای حتی ملی و تا چه برسد مارکسیستی ، توده های مردم را بسیج کرد ، آموزش داد ، تشکیلاتی کرد و برای یک انقلاب مهیایشان کرد در ضمن اینکه دربعد فلسفی 
قضیه هم اختلاف اندیشه مجاهدین با مارکسیسم بسیار است .
مارکسیسم در بعد فلسفی اش ماتریالیست است . جهان همینی هست که می بینیم . 
همه چیز از ماده بوجود می آید . و در ابتدا هم از یک ماده اولیه ایجاد شده است 
تبدیل میشود ، تغییر شکل می یابد . ترکیب و تجزیه میشود و می چرخد . 
از ابتدای ازل به همین صورت بوده و تا انتهای ابد هم به همین صورت خواهد بود . انسان میمیرد . مغزش که از میلیاردها یاخته تشکیل شده است از بین میرود . همه اندیشه های او و خاطرات و اعتقادات و غیره در این سلول ها انباشته بوده است . وقتی مرد این یاخته ها تجزیه میشوند و جزیی از عناصر جهان مادی میگردند . 
... و پایان می یابند . ادامه ای وجود ندارد . جاودانگی یی درکار نیست . روحی درکار نیست و بنابراین خدایی هم نیست و دنیای دیگری هم نیست و جزاء و پاداشی هم نیست  و هستی طبق تئوری های داروین ودیگر دانشمندان زیست شناسی و فیزیک و شیمی و غیره، بشکلی کاملا تصادفی به اینصورت درآمده است . 
اگر ماهی ها به دو زیستان و دوزیستان به خزندگان و پرندگان و پستانداران و بعد میمون ها و انسان ها بدل شدند هیچ نظم و نظامی درکار نبوده است.

ادامه دارد....

یکشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است



آری مسعود رجوی این است
سلسله مقالات زری اصفهانی
قسمت ششم:
 در این رابطه که چرا اساسا باید مسائل سیاسی و اجتماعی را از کتب مذهبی استخراج کرد و چه لزومی داشت که مجاهدین خلق درمیان آن کتاب های قدیمی بدنبال آیات و احادیثی برای رد سرمایه داری و استثمار بگردند .
 آیا با وجود تئوریهای مدون مارکس که تا آن زمان یعنی سالهای  دهه 40 و 50 شمسی باعث انقلابات اجتماعی رادیکا ل هم دربرخی کشورها شده بود .
از انقلاب اکتبر روسیه و تشکیل اتحاد جماهیر شوری نزدیک به نیم قرن میگذشت . درچین ، هم یک حکومت کمونیستی به رهبر ی مائوتسه تونگ ایجاد شده بود . کشورهای اروپای شرقی کم وبیش سیستم های مشابه شوروی داشتند . 
و در کوبا هم انقلابی  به رهبری فیدل کاسترو و چه گوارا به پیروزی رسیده بود . 
آیا  نمیشد همین تجربیات و دستاوردها و تئوریها را مبنای یک ایدئولوژی درجهت رهایی مردم ایران از دست ستم و استثمار شاهنشاهی قرار میدادند و انقلاب توده ها را برپایه همان تئوریهای مارکس و لنین و مائو و دیگران برپا ورهبری می نمودند؟
البته جواب منفی است .
 دلیل مشخص اش هم اینکه مبارزات مارکسیستی درایران از هما ن زمان های دور و با انقلاب اکتبر روسیه شروع شده بود .
 در فاصله بخصوص  جنگ جهانی اول و دوم و سالهای پس از آن بدلیل تضعیف دیکتاتوری حاکم برایران  نیروهای روشنفکر و مارکسیست توانسته بودند رشد کنند و حزب خودشان را بوجود بیاورند . حزب توده و برخی احزاب  دیگر، معتقد به مرام کمونیسم، وجود داشتند و گسترش چشم گیری هم پیدا کرده بودند. 
در زمان نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر مصدق هم حزب توده منسجم و قوی بود و بسیاری از نیروهای نظامی و افسران ارتش را هم جذب کرده بود. ولی وقتی مصدق را محاصره کردند و کودتای 28 مرداد به رهبری سیا و نیروهای طرفدار سلطنت  شکل گرفت، حزب توده حرکتی نکرد و از آنهمه نیروی منسجم و تشکیلاتی که داشت در جهت خنثی کردن کودتا استفاده ای نکرد .
 بدترا ز همه اینکه قبل از کودتا هم دکتر مصدق همیشه آماج حملات این حزب بود . حزب توده زیر نفوذ و تسلط حزب کمونیست شوروی بود و بیشتر به خاطر منافع شوروی مبارزه میکرد تا منافع مردم ایران .
 بنابراین درنقطه ای که باید درکنارنیروهای ملی قرار میگرفت و به صحنه می آمد، اینکار را نکرد که احتمالا حزب کمونیست شوروی ازآن به دلایلی ممانعت کرده بود . به خاطر همین رویه و عدم پشتیبانی  ازمردم در یک سرفصل تاریخی ، این حزب سرنوشت خود را رقم زد و درتاریخ مبارزات چپ ایران به عنوان حزبی پراگماتیست و اپورتونیست و حتی خائن نامگذاری شد و از عرصه فعالیت سیاسی و نفوذ درتوده های مردم بالکل حذف شد.
پایان قسمت اول
ادامه دارد...

شنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است



سلسله مقالات زری اصفهانی
ادامه قسمت پنجم
حال ببینیم که ربا چیست ؟!
ربا سود سرمایه است . به همین روشنی . سرمایه ایست که بدون هیچ تغییری درآن برای صاحبش سود بیار می آورد . این سود حرام است 
دربحث های اقتصاد نوین ، سودی که کارگر برای سرمایه دار درست میکند ، ارزش اضافی نام دارد . ماده خام را کارگر با افزودن انرژی و کار خود به وسیله ای درخور استفاده بدل میکند . آنچه از ماده خام درست شده است درحقیقت نتیجه کارکارگر است . این را ارزش اضافی مینامند که کارگر به ماده اولیه اضافه کرده است .و معادل سلامتی و زندگی و وقت و حیات کارگراست .ولی درجهان سرمایه داری . این ارزش اضافی به سرمایه دار میرسد نه به کارگر . کارگر درحقیقت ، برده ایست که دراستخدام کارفرما و سرمایه دار درآمده است .چگونه است که وقتی کارخانه ای شروع به کار میکند ، سرمایه چندانی درآن نیست اما به مرور زمان ، سرمایه افزوده تر میشود و یک کارگاه میشود دو کارگاه و اگر سرمایه اولیه درآن ده هزاردلار بوده است بعد از مدت کوتاهی میشود 50 هزاردلار و همینطور افزوده تر میشود تا مولتی میلیون و میلیارد وبیشتر شود .افزایش سرمایه را چه کسی ایجاد کرده است ؟ سرمایه دارساعات مشخصی کارکرده است  . حتی اگر روزی ده ساعت کارمیکرده است .درکنارش چند کارگر هم به همین میزان کارکرده اند . چطور میشود که سرمایه دار بعد از یکی دو سال میلیونر میشود و کارگر همان کارگر است با همان میزان دستمزد . افزایشی که برسرمایه ایجاد شده است ارزش اضافی است که کار کارگران به آن افزوده اند یعنی این نتیجه دسترنج کارگر است که درجیب سرمایه دار ریخته است . سرمایه اولیه بدون زحمت و کار سرمایه دار چند برابر شده است  . این میشود همان ربا . یعنی سود ی که از سرمایه یک فرد  بدون کار  او ساخته میشود . 
و سرمایه دارانی که با کار کارگران فربه میشوند و تبدیل به مولتی میلیونر میشوند ، همان کسانی هستند که با خدا و پیامبرش به جنگ برخاسته اند . نتیجه گیری روشن این آیه این است که خداوپیامبرش درکنار کارگران و علیه استثمار اند .
بنابراین با تفسیر و تبیین این آیات ،  دیگراسدالله  عسگر اولادی مسلما ن !نمیتواند بگوید که" هم مسلمان است و هم افتخار میکند که مولتی میلیونر است و میلیونر "شدن مسلمانان باعث افتخار جامعه .های اسلامی است !
بنابرآیه فوق بطور صریح قرآن میگوید که اسدالله عسگر اولادی  درجنگ با خدا و پیامیر اوست !
درهمین رابطه داستان قارون درقرآن خواندنی است . او به عنوان سمبل کسی که  ثروتهای بادآورده ای را ازآن خود کرده است  مورد بحث قرآن قرار گرفته است . او را گفته اند که از خانواده موسای پیامبربوده است و ثروت بی اندازه ای داشته است ( یک آیه قرآن میگوید که آنقدر ذخاثر طلا و نقر ه جمع آوری کرده بوده است که حتی  برای حمل و نقل آنها به چندین مرد قوی نیاز داشته است 

إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ 
- قصص، آيه 76
قارون از قوم موسی بود . که برعلیه او به جنگ برخاست . وآنقدر گنج های گوناگون داشت که برای حمل ونقل شان  به افرادی قوی نیازمند بود . 
واو هم از درجنگ با موسی درمیآید . یعنی موسی با دوقدرت سیاسی ( فرعون ) و اقتصادی ( قارون ) همزمان درگیر بوده است .اگر کتاب گریز از آزادی (نوشته اریک فروم ) که کتاب بسیار زیبایی است را خوانده باشید ، می بینید که چگونه سمبل ها و کدهای  داستان موسی را  از لحاظ سیاسی و اقتصادی و همچنین سایکوسوسیولژی ( روانشناسی اجتماعی که تخصص اریک فروم بود ) باز میکند و توضیح میدهد که موسی برای آزادی مردم زمان خود از دست قدرت های حاکمه اقتصادی و سیاسی چه میزان تلاش کرد .و آنها را به جایی برد که دیگر نیازی به بندگی و بردگی برای احتیاجات اولیه حیات شان نداشته باشند . ولی درغیاب موسی که زمان کوتاهی بود . باز بتی ساختند و به بت پرستی آغاز کردند   
-درپرانتز---از سایت تجارت نیوز
. خبرالبته مربوط به چند سال پیش است . عسگراولادی با همه ثروت و مکنت اش مرد و به زیر خاک رفت ! در82 سالگی   او همان کسی است که درزمان شاه درزندان بود و لی به تلویزیون آمد و توبه کرد و درمراسمی سه بار ، تعظیم کرد  وسپاس شاهنشاها گفت و درنتیجه از زندان آزاد شد بعد از انقلاب مقام های مختلفی داشت  که از  رئیس کمیته  شدن شروع شد  و درآخرهم عضو مجلس تشخیص مصلحت نظام شد
اسدالله عسگر اولادی، رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ایران از چین هم معلوم است.

وی از یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار گله کرده بود که چرا از او با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده‌اند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد.
براساس روایتی معتبر و مستند پیرمرد خوش‌قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین‌المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان‌نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: «جناب رئیس (آل اسحاق) اگر اجازه می‌دهید، بنده به عنوان یک کاسب جزء همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم.»

از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. چندین سال قبل، مجله آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه می‌کند دارایی‌های او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی، یک نفر گفت آقای عسگراولادی ۱۳۰میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت: «به ۱۰۰میلیون !!دلار نمیرسد
 پایان قسمت پنجم







جمعه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است



آری مسعود رجوی این است

سلسله مقالات زری اصفهانی
قسمت پنجم:
 در بخش های قبل از دین مجاهدین صحبت کردم و اینکه بدرستی آنچه را که مجاهدین به عنوان یک خط مذهبی
 توحیدی از کتب و مذاهب تاریخی کشف کردند و آنرا سرلوحه مبارزات اجتماعی و سیاسی خود قرار دادند یک دین جدید است . هرچند درتاریخ مبارزات سیاسی ایران از همان زمان علویان ببعد ، مذهب تشیع بدلیل داشتن تاریخ سرشار از مبارزه و فداکاری رهنمود ی برای توده های بپاخاسته و ضد ظلم بوده است
که بطور خاص جنبش کربلا و قیام امام حسین،بر علیه قدرت حاکم را سرلوحه خود قرار داده و این خط سرخ در طول تاریخ ایران کشیده شده است . اما آنچه که مجاهدین به عنوان ایدئولوژی و تئوری راهنمای مبارزه خلق های
 مسلما ن ایران و خاورمیانه برعلیه ستم طبقاتی و سیاسی تدوین نمودند بویژه به مساله استثمار بطور بنیانی پرداخته وآن را بصورتی علمی تبیین کرد ه اند. و با استناد به آیات روشنی از قرآن ،سرمایه داری و استثمار را به هرشکلی مردود اعلام کردند و اساس مبارزه خود را بر مبنای مبارزه طبقاتی و ضد استثماری گذاشتند
در کتاب های قدیمی مجاهدین از جمله اقتصاد به زبان ساده با استفاده از ترم های علم اقتصاد نوین ، تعریف های جدیدی از مسایل اقتصادی مطرح شده درقرآن و نهج البلاغه را تبیین کردند . ربا که معنای سود سرمایه است درقرآن ممنوع اعلام شده است 
در سوره بقره مى خوانيم: 
(يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقى من الربا ان كنتم مؤمنين. فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله و رسوله.و ان تبتم فلكم رؤوس أموالكم لا تظلمون و لا تظلمون.)1
اى گروندگان به خدا, دربرابر خدا وند تقوی پیشه کنید ، و آنچه از ربا در دست شما مانده , بگذاريد و بگذريد, اگر ايمان آورده ايد.
پس اگر باز نأيستيد از ربا خوارى, پس به جنگ با خدا و رسول او برخاسته ايد, و اگر توبه كنيد و 
باز گذاريد آن را, سرمايه شما از آن خودتان است. نه شما ستم كار باشيد و نه ستم كش.
«اگر به ربا خواری ادامه دهید به جنگ با خدا و پیامبرش برخاسته اید »

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۹

آری مسعود رجوی این است




سلسله مقالات زری اصفهانی 
 ادامه قسمت چهارم:
بنابراین تا اینجای قضیه متوجه شدیم که دین مجاهدین بر پایه همین آیات مشخص از قرآن درابتدای امر بنا شد . 
جامعه ای که یتیم را از خود براند، جامعه ایست برپایه ظلم و استثمار . 
جامعه ای که ثروت های عمومی آن در کنترل و قدرت نهادهای دولتی باشد و یا درانحصار مالکیت های خصوصی و نفعش به اکثریت مردم محتاج نرسد ، 
جامعه ایست طبقاتی و نمیتواند اثری از چنین مذهبی داشته باشد . 
مذهبی که میگوید حتی اگر یتیم را از در خود برانی دین و مذهب ات واقعی نیست  ، مذهبی نیست که با مالکیت خصوصی ابزار تولید سرسازگاری داشته باشد و یا با طبقات اجتماعی و استثمار کارگران و فقر کشاورزان و دیگر اقشار کم درآمد.
پس اصل اول دین در اینجا اعتقاد به یگانگی اجتماعی و اقتصادی انسان هاست .
 اعتقاد به برابری در جامعه و اینکه استثمار نباید باشد و با استثمار باید مبارزه کرد وبا مالکیت خصوصی ابزار تولید باید مبارزه کرد . و با فقر باید مبارزه کرد و همچنین در تائید مساله ممنوعیت مالکیت برابزار عمومی تولید و ثروت های جامعه این آیه از قرآن باز قابل استناد میتواند باشد، 
«لیس للانسان الا ما سعی" آیه ۳۹ ، سوره نجم» . 
برای انسان هیچ چیزی به جز دست رنج خودش و آنچه "که برای آن تلاش کرده است وجود ندارد . و ایضاء آیات مربوط به ربا که ربا ( سود پول ، بدون ایجاد تغییر و تحولی درآن حرام اعلام شده است ) 
حالا فقط تصور کنید که مثلا به جای خمینی ، آیه الله طالقانی که روی این نمونه آیات قرآن انگشت گذاشته است و حقیقت دین را برابری اجتماعی ، اقتصادی انسان ها ترجمه کرده است، درابتدای انقلاب ضد سلطنتی رهبری مذهبی توده های مردم را به عهده میگرفت، چه تغییرات شگرف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی درایران پدید
 می آمد . 
کسی که معتقد به ایجاد شوراها بود و درمجلس برای اعتراض به ساخت و بافت طبقاتی مجلس روی زمین می نشست و بشدت از قشر کارگران و دیگر اقشار کم درآمد جامعه، حمایت میکرد . و وقتی فرزند کمونیست اش دستگیر شد، به این دستگیری بشدت اعتراض کرد و خودش تحصن کرد.
 پس می بینید که اسلام مجاهدین از اسلام آخوندها بشدت متفاوت است و تفاوت اصلی هم برسر اصلی تر ین مساله جامعه یعنی طبقاتی بودن و اختلاف عظیم طبقه پردرآمد با طبقه کم درآمد است .
و به این ترتیب بنیانگذاران سازمان مجاهدین وقتی این خط اصلی یعنی عصاره ضد استثماری بودن مذهب را استخراج کردند، برای تدوین یک ایدئولوژی ضد استثماری به مطالعه همه دست آوردهای علمی وتاریخی پرداختند. و مارکسیسم را به عنوان علم اقتصاد زمان برای تبیین تضاد های اجتماعی و تاریخی و چگونگی کارکردهای تاریخی مالکیت خصوصی و ارزش اضافی و چنین مقولاتی، برگزیدند. 
و درنهایت به این نقطه رسیدند که مسلح کردن توده ها به یک ایدئولوژی 
ضد استثماری که از بطن مذهب مورد اعتقادی آنها درآمده باشد میتواند جامعه را به سمت امحای طبقات رهبری کند. 
و همانگونه که در همه مکاتبی که برای مبارزات اجتماعی وسیاسی در قرن بیستم پایه گذاری شد، مبحث رهبری ایدئولوژیک، جای ویژه ای داشت و مسلما مائویسم ، بدون مائو و لنینیسم  بدون لنین و گواریسم بدون چه گوارا قابل درک و فهم نیست .
 ودر شروع یک مبارزه ایدئولوژیک ، رهبر و تئوریسین آن مکتب اهمیت مشخصی دارد مجاهدین هم به بحث رهبری که در آن هنگام به صورت مرکزیت سازمان مجاهدین خلق تجلی میکرد و درروند خود به رهبری ایدئولوژیک مسعود رجوی انجامید اهمیت بسیار میدادند.
و درهمین رابطه ( یعنی اختلاف دو دیدگاه و دو دریافت از مذهب ) مثلا وقتی شما تفسیرهای آیه الله طالقانی را میخوانید و با کتابهای مرحوم بازرگان مقایسه میکنید دو برداشت متفاوت از یک مذهب در آنها مشاهده میکنید . یکی مثل طالقانی یک سره درمورد مردم و منافع مردم و طبقه فقیر و استثمار و ستم و اینها صحبت میکند
 ویکی مثل بازرگان دررابطه با علمی بودن قرآن وریاضیات قرآن و چنین مقولاتی حرف میزند .

پایان قسمت چهارم