‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش آزادیبخش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش آزادیبخش. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۹

مسعود رجوی از نگاه دیگران

 


احمد معین منش - آمریکا (در مراسم پنجاه و ششمین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران)

با سلام و با تبریک به مناسبت آغاز پنجاه و ششمین سال تاسیس سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران به همه شما درود می فرستم.

سی و اندی سال پیش فریاد هل من ناصر مسعود رجوی آتش به جانم زد و خود را مرید و رهرو او یافتم. مسعود طی این سالیان بجز درس صدق و فدا، گذشت و مایه گذاری بیشتر - چیزی به ما نیاموخته است. یکبار او گفت:‌همه چیز در شما در تک تک شما، در قلب و روح و ضمیر و دستهای توانا و گامهای استوار شما خلاصه می شود. حق و آزادی را به رایگان به هیچ ملتی هدیه نمی کنند. باید برای آن قیمت داد. او خود اولین و بالاترین نمونه پرداخت حداکثر است. او کسی است که حاضر نیست سر سوزنی از حقوق خلق و سازمانش کوتاه بیاید... حاضر نیست به هیچ شغالی باج بدهد. ۴۰ سال است سر سوزنی از اصل نه شاه و نه شیخ کوتاه نیامده است.

بی جهت نیست که این همه با او دشمنی می کنند و شجره خبیثه شاه و شیخ بر سر او ریخته و درونمایه کثیف خود را نثار او می کنند. خمینی در سال ۶۰ خطاب به مجاهدین گفت من اگر یک در هزار احتمال می دادم که شما از راهتان برگردید طور دیگری رفتار می کردم. آری مسعود حاضر نبود یک سر سوزن از راه آزادی و استقلال ایران کوتاه بیاید. اینجاست که من فلسفه انقلاب درونی مجاهدین را می فهمم یا باید از اصولت کوتاه بیایی و بر سر منافع خلق و میهن سازش کنی و مورد قبول واقع شوی و یا باید حداکثر قیمت را از خودت، از زندگی فردیت، از زن و فرزند و خانواده ات و از حیثیت و آبرویت بدهی. مجاهدین راه دوم را برگزیدند و از همین رو ۴۰ سال است که دست تنها و یک تنه در مقابل رژیم ایستاده اند. مجاهدین قیمت گزافی از خودشان پرداختند اما در عوض یک درس بزرگ برای تاریخ بشریت به جای گذاشتند. 

بگذارید بگویم هر یک از ما هواداران انسانیت خودمان را در شعاع این فداکاری بزرگ مجاهدین باز یافته ایم. هر چند ما نتوانسته ایم در کسوت مجاهدین در بیاییم اما، بدون انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین، مدتها پیش از ما به عنوان هواداران مجماهدین نیز اثری نمی ماند. ما در حوزه جاذبه انقلاب مجاهدین، توانسته ایم سرزنده و با نشاط و فعال و رزمنده باقی بمانیم.

اجازه بدهید من از طرف جامعه ایرانیان شمال کالیفرنیا، بر عهد و پیمان خودمان با سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش تاکید مجدد کنم و بگویم مسعود رهبر ماست پیروزی از آن ماست.

در اینجا به فرمانده کل ارتش آزادیبخش می گویم: حاضر حاضر حاضر. 

دوشنبه، دی ۱۶، ۱۳۹۸

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت دوازدهم


مسعود رجوی ـ تأسیس میلیشیای مجاهد خلق
۲۰روز پس از نمایش بالارفتن از دیوار سفارت آمریکا و گروگانگیری ۵۳نفر در ساختمان سفارت که به‌منظور خارج کردن رقیبان سیاسی از صحنه انجام شد، سازمان مجاهدین تأسیس میلیشیای مجاهد خلق را اعلام کرد.
هدف از تسخیر سفارت آمریکا در تهران؛ از صحنه خارج کردن مجاهدین و سایر نیروهای انقلابی و کنارگذاشتن دولت مهندس بازرگان و به تصویب رساندن قانون اساسی ولایت فقیه در غوغای شعارهای به‌اصطلاح ضداستکباری بود.
اما هدف سازمان مجاهدین از تأسیس میلیشیا فراگیر کردن پیام آزادی و انتشار روح مقاومت با مبارزه افشاگرانه و ایستادگی در برابر ارتجاع بود.


مسعود رجوی و پیک‌های انقلاب

البته مبارزه افشاگرانه جوانان میلیشیا در ابتدای حاکمیت خمینی، برای میلیشیا و مجاهدین بهای سنگینی داشت. به‌نحوی که از دیماه ۵۸، که خون یک کارگر مجاهد به‌نام عباس عمانی به دست چماقداران رژیم خمینی بر زمین ریخت، تا ۳۰خرداد سال ۶۰، بیش از۵۰مجاهد و میلیشیای مجاهدین توسط پاسداران خمینی به‌شهادت رسیدند و در اوایل سال ۶۰، آمار مجاهدینی که در زندانهای رژیم اسیر بودند، به یک‌هزار تن بالغ می‌شد. زندانیانی که اغلب جوانان میلیشیا بودند و در برابر شکنجه‌های جلادان در زندانها مقاومت می‌کردند.
رژه پرشکوه میلیشیا در فروردین سال ۱۳۵۹و حفاظت از سخنرانی تاریخی مسعود رجوی در امجدیه، از فرازهای پرشکوه حرکت انقلابی میلیشیاست. هم‌چنان‌که فعالیت در دوران کاندیداتوری مسعود رجوی و رساندن پیام نسل انقلاب با فروش نشریه و حفاظت از میتینگ‌ها و سخنرانی‌های مسعود رجوی در برابر چماقداران از افتخارات نسل انقلاب در تاریخ معاصر میهن است.
پرستوهای خونین بال میلیشیا به یمن آموزشهای مسعود رجوی؛ با عبور از هفت دریا خون و آتش، در زمستان شلاق و شکنجه و زنجیر شعله شدند، در هسته‌های مقاومت و در میدانهای تیرباران درخشیدند و در بهار ارتش آزادیبخش گل کردند.
۳سال بعد از تأسیس میلیشیا مسعود رجوی در پیامی برای واحدهای میلیشیا در داخل کشور نوشت:
«هموطنان عزیز! میلیشیای قهرمان مجاهد خلق،
سه سال قبل در دوم آذر ماه ۱۳۵۸ میلیشیا به هدف پایه‌ریزی ارتش مردمی بنیان نهاده شد و این درست در زمانی بود که دجالگریهای به‌اصطلاح ضدامپریالیستی خمینی برای انحراف و تباهی همه‌ٔ انرژیهای فوران یافته‌ٔ انقلاب، اوج گرفته بود و زمستانی بیرحم و ویرانساز از فریب و جهل و شرک در هیأت مهیبترین استبداد تاریخ ایران می‌رفت تا همه‌ٔ جوانه‌های نو شکفته‌ٔ آزادی را در خاک این میهن یکسره بسوزد و بخشکاند...
از آن روز هزاران خواهر و برادر میلیشیای مجاهد خلق در سراسر ایران هم‌چون ارتشی انقلابی با نظم و انضباطی آهنین و حیرت‌انگیز پای در راه نهادند و در نخستین مرحله رویارویی خویش با لشگریان فریب و جهل خمینی دجال، عظیم‌ترین ترویج انقلابی و کار توضیحی توده‌یی در طول تاریخ ایران را با بذل بی‌مانندترین فداکاریها و بردباریها و صبر و استقامت انقلابی به انجام رساندند. آنان با نشر و توزیع میلیونها نسخه نشریات آگاهی بخش و میلیونها ساعت کار پر حوصله‌ٔ توضیحی در خانه‌ها، مدرسه‌ها، خیابانها، دانشگاهها و کارخانه‌ها و ادارات تمامی طلسمهای فریب را در اذهان توده‌های خلق یک به یک گشودند و هزاران شعبده و توطئه را در دفاع از نیروها و مسیر راستین انقلاب باطل و خنثی ساختند و کارایی نسل سرافراز انقلاب را با فرو کشیدن تاریخی نقاب ۱۴۰۰ساله‌ٔ ریا و تزویر از چهره‌ٔ ضدخلقی و ضد خدایی خمینی و اسلاف تاریخی‌اش به اثبات رساندند. تا آنجا که در گرما گرم روز ۳۰خرداد ۱۳۶۰ـ که به همت میلیشیای مجاهد خلق برای همیشه در تاریخ ایران به ثبت رسیده است ـ دژخیمان خمینی، اذن صریح او را برای گشودن رگبار گلوله به روی مردم به آشکارترین وجه از رادیو اعلام کرده و به اجرا درآوردند...»
مسعود رجوی در بخش دیگری از پیامش به نسل خونین پیکر انقلاب گفت:
«شما که با تقدیم هزاران شهید و اسیر و با پایداری انقلابی در برابر انبوه عظیم رنجها و مرارتها و دربدری‌ها و ضرب‌وشتم‌های رجالگان دیو سیرت خمینی، فصل درخشان و انکار ناپذیری را در تاریخ مبارزات اجتماعی و سیاسی ایران شکل داده اید، اکنون در بحبوحه‌ی مقاومت عادلانه انقلابی و مسلحانه و در دومین مرحله‌ این مقاومت دورانساز که پایه‌های آن را خود پی افکندهاید، باز هم وظایف انقلابی و مردمی بزرگتر و گسترده‌تری برعهده‌دارید...» مسعود رجوی ـ ۲۶آبان ۱۳۶۱


میلیشیا هسته‌های اولیهٔ ارتش آزادیبخش

آری! میلیشیا تجسمِ انرژیهای آزاد شده در پرتو یک دگرگونی بزرگ سیاسی و اجتماعی بود و رهگذران کوچه‌ها و خیابانهای ایران در آن سالهای خاکستری، حضور چشمگیر میلیشیای مجاهد خلق را خوب به‌خاطر دارند. 
روز ۱۷مرداد ۹۷ پاسدار علی ربیعی از پایه‌گذاران وزارت اطلاعات و وزیر کار آخوند شیاد در جلسه ‌استیضاحش در تشریح اوضاع متزلزل نظام به شرایطی که میلیشیای مجاهد خلق در تهران رژه می‌رفتند اشاره کرد. پاسدار ربیعی با اشاره به رژه ۱۲هزار نفره میلیشیا در تهران، در وحشت از گسترش کانونهای شورشی که میراث همان میلیشیا و پرستوهای خونین بال آزادی در شرایط فاز پایانی و قیام سراسری هستند گفت: «من ۴۰ سال خدمت کردم و در این ۴۰ سال بحرانهای زیادی دیده‌ام. یادم است یک روز در تهران ۱۲ هزار نفر میلیشیا در توپخانه رژه می‌رفتند. ما آن روز را گذراندیم می‌دانم که شرایط سختی پیش روی داریم...»
مسعود رجوی در بیانیهٔ تأسیس ارتش آزادیبخش، میلیشیا را هسته‌های اولیه ارتش آزادیبخش و در همان راستا معرفی کرده و می‌گوید:
«ارتش آزادیبخش یک گنجینه عظیم میهنی و سرمایه آزادی و استقلال و تمامیت وطن است. در همین راستا بود که سازمان مجاهدین خلق ایران در نخستین سال حکومت خمینی به سازماندهی میلیشیای مردمی همت گماشت…ارتش آزادیبخش ملی قبل از هر چیز وظیفه دارد به‌منظور درهم‌شکستن طلسم اختناق خمینی و تدارک قیام عمومی با اهرمها و دستگاه سرکوبگر و جنگ‌افروز دشمن پلید چنگ در چنگ شده و با نبرد تمام‌عیار آنها را بشکافد و از هم بپاشد و به پیش برود.» مسعود رجوی ـ بیانیهٔ تشکیل ارتش آزادیبخش

شنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۸

مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران - قسمت یکم


مسعود رجوی و فراز و نشیبهای مبارزه با دو دیکتاتوری

به‌راستی مسعود رجوی کیست؟
چگونه می‌توانیم مسعود رجوی را بشناسیم؟
اگر می‌خواهیم مسعود رجوی را بشناسیم، باید به غرور نه گفتن در برابر دژخیم مسلح شویم؛ غرور آن لحظه خدایی که شکنجه‌گر شلاق از دست فرو می‌نهد و در برابر عظمت نگاه مقاوم زندانی در خون تپیده، به شکست اعتراف می‌کند.
اگر می‌خواهیم مسعود رجوی را بشناسیم باید در نگاه دهها هزار زندانی سیاسی که به عشقش به جلاد «نه» گفتند و با یادش طناب را بوسیدند ذوب شویم.
اگر می‌خواهیم مسعود رجوی را بشناسیم باید به قلب آبی کاظم رجوی سفر کنیم؛ به بارقه سرخی که نبضش را تسخیر کرد و زندگی او را برای دفاع از یک نام، به دغدغه‌یی تمام عمر آراست؛ عشقی بنیان‌کن و یکسویه، عشقی که عاقبت عاشق را به رنگ خود درآورد.
اگر می‌خواهیم مسعود رجوی را بشناسیم باید با آخرین نوار صوتی به جا مانده از موسی خیابانی، در خیابانهای برف‌آلود تهران در بهمن ۶۰ تمام شب را، در خرابه‌یی از سرما لرزیده، و با این اندیشه که چطور وجود خود را برای یک روز جنگیدن بیشتر با اهریمن عمامه به‌سر حفظ کنیم، امتداد دهیم.
اگر مسعود رجوی را می‌خواهیم بشناسیم باید در قطره‌های فرو ریخته اشک، بر دست نبشته‌های شعله‌ور اشرف رجوی درنگ کنیم. در آنها عشقی پرداختگر را ببینیم؛ از آن‌گونه عشقهایی که خدا در خاک می‌جست و به‌خاطر آن انسان را خلق کرد، و در پاسخ به چرایی سمج فرشتگان، در دفاع از انسان، گفت: «إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ».
... تا بدانیم در حماسه‌های شهیدان، اقیانوسهایی متلاطم از پیام موج می‌زند و ما از آن خبردار نشده‌ایم.
اگر مسعود رجوی را می‌خواهیم بشناسیم باید فیلم ۱۹بهمن ۶۰ را به عقب بگردانیم و خود را جای قهرمانانی بگذاریم که بر بالای پیکر اشرف و موسی، زندگی خود را تنها با یکی «نه!» رقم زدند.
مسعود رجوی را وقتی می‌توانیم بشناسیم که لحظه‌یی جای او باشیم و ما را بین از دست دادن تمامی تسلیحات، تجهیزات و مهمات یک ارتش آزادیبخش، یا زیر پا گذاشتن یک اصل مبارزاتی مخیر کنند؛ وقتی می‌توانیم رجوی را بشناسیم که تمامی سلاحها به سمت‌مان نشانه رفته و از ما خواهان گشودن جبهه‌های فرعی برای به در بردن دشمن اصلی هستند، ولی باز هم بر شلیک نکردن اصرار کنیم.
مسعود رجوی را آنجا باید شناخت که گفت مجاهد خلق هیچ حقی ندارد؛ جز حق فدای حداکثر برای مردم.
اگر می‌خواهیم مسعود رجوی را بشناسیم، باید عاشق باشیم؛ عشقی از جنس صدق و صلابت و فدا و پاکبازی. جز با نیروی این عشق، نمی‌توان بازوان مخوف اختاپوس بنیادگرایی حاکم بر میهنمان را قطع کرد و خلقی را از اسارت رهانید.
اگر می‌خواهیم مسعود رجوی رجوی را بشناسیم باید دمی با صدایش و کلامش همراه شویم. با سروش و خروش و عصیان و شکیبایی‌اش...
خوب است لحظةی شناخت‌های قبلی را به کناری نهاده و در این مقاله کمی او را بشنویم.
بشنویم؛ ببینیم و آشنا شویم.